|
نشست تخصصي حكومت و سياست از ديدگاه قرآن برگزار شد |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط Administrator
|
|
09 آبان 1387 ساعت 08:16 |
نشست علمي حكومت و سياست از ديدگاه قرآن با حضور اساتيد و نظريهپردازان عرصه سياسي در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.
به گزارش واحد خبر پايگاه معارف در اين نشست كه در محل كنفرانس پژوهشگاه علوم و فر هنگ اسلامي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم برگزار شد،حكومت و سياست از ديدگاه قرآن بررسي شد.
در اين نشست ابتدا دكتر كاظم قاضي زاده مؤلف كتاب حكومت و سياست در قرآن با بيان اين مطلب كه رابطه دين و حكومت از مباحثی است كه همواره مورد توجه انديشمندان قرار داشته است كه مي توان گفت كه سكولاريسم يكی از پاسخ های داده شده به اين موضوع است. ديدگاههاي مطرح در اين عرصه را نقد و بررسي نمود.
ايشان ديدگاههاي اين عرصه را به دو گروه و طيف وسيع تقسيم كردند .يك ديدگاه حداقلي و سكولار كه خود به دو گروه نرم و سخت تفسير ميشود و هركدام طرفداراني دارد . ديدگاه اول نفي مطلق رابطه سياست و دين است افرادي مانند «عادل ظاهر» در اين هستند و می گويند كه دين شايسته پاسخگويی به سؤالات بشری در حوزه های سياسی و اجتماعی را ندارد و اساسا قرآن به عرصههای زندگی دنيايی بشر نمیپردازد. ديدگاه دوم كه رابطه را في الجمله ميآورند و معتقدند می توان از متون دينی پاسخهايی را دريافت كرد مرحوم بازرگان نيز در اين زمره قرار میگيرد.
مولف كتاب حكومت وسياست در قرآن گفت كسانی مانند وی معتقد بودند كه قرآن و دين ديدگاه كلی درباره حكومت دارد اما نمی توان آن را وارد زندگی مردم كرد؛ دين و قرآن سيستم تصميم گيری درباره موضوعاتی مانند سياست و حكومت را ندارند.
در طيف دوم كه به با عنوان ديدگاه حداكثري از آن نام برد نيز دو ديدگاه وجود دارد يك ديدگاه افراطي كه همه مصاديق از قرآن استفاده ميشود ، اين گروه قرآن را تبيان لكل شی می دانند و معتقدند كه همه چيز از جزئيات و كليات را می توان از قرآن دريافت و اخذ كرد. اين عده میگويند ما بايد همه چيز را از قرآن بگيريم و معتقدند نه تنها دين و سياست با يكديگر مرتبطند بلكه همه عرصههای زندگي بشر حتی علوم تجربي بشری نيز بايد رنگ دينی به خود گيرد. اين گروه حتی تا آنجا پيش رفتند كه میگفتند منطق و علومی مانند فيزيك و شيمی هم بايد از دين اخذ شود. در عصر حاضر آیت الله جوادی آملی از طرفداران این نظریه محسوب میشود. البته ایشان این بحث را تحت عنوان جامعیت دین مطرح میکنند. اما میتوان به نحوی دیدگاه وسیع ایشان را دربارة جامعیت قرآن نیز استنباط کرد: انسان مینویسد: اعتبار و ارزش قضایای دینیای که دربارة سنتهای تاریخی، اجتماعی طبیعی و یا چگونگی خلقت آدم آمدهاند، اصول و ضوابط بنیادینی را برای هدایت و شکلگیری علوم تجربه ای که در پرتو آنها رنگ و چهرة دینی به خود میگیرند در اختیار بشر قرار میدهد.
ايشان در بررسي طيف دوم گفتند : در اين طيف ديدگاه دوم معتقدند كليات از قرآن استفاده ميشود و در عين حال گستره اي در مبنا قرار ميدادند و معتقدند كه حكومت و سياست در قرآن استفاده ميشود و معتقدند كه اشتمال قرآن بر حوزة علوم انسانی به ویژه در موارد مرتبط با هدایت انسان مي باشد.
این دیدگاه گرچه انتظار اشتمال قرآن بر علوم تجربی مانند فیزیک و شیمی و... را ندارد اما دین و قرآن را مشتمل بر همة چیزهایی که در راهبردی معنوی و اجتماعی انسان است دانسته و زمینة استفاده یک نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... را از آموزههای دینی فراهم میبیند. امام خمینی در بعضی از اظهار نظرهای خود از این دیدگاه دفاع کردهاند. ایشان مینویسد:
اسلام مکتبی است که بر خلاف مکتبهای غیر توحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است.
ايشان در پايان نظريه مختار خود را اينگونه بيان كردند كه اصول كلي و خطمشيهاي كلي سياست و اداره حكومت در قرآن هست ولي ما نيازمند استفاده از تجربيات بشري هستيم.
در ادامه اين نشست دكتر لك زايي رئيس پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي با طرح اين سوال كه فلسفه طرح فقه و احكام چيست، مطرح كرد كه مصاديق احكام فقهی دارای فلسفه اجتماعی هستند و آياتی مانند السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما بيانگر فلسفه اجتماعی فقه است كه ناظر به ابعاد امنيت مالي است وجهاد اكبر به امنيت فرهنگي اشاره دارد و حرمت تهمت و غيبت و .. بر امنيت اجتماعي دلالت مي كند.
اين استاد دانشگاه با طرح نظريه سيستمي با اين بيان كه اسلام به مثابه سيستم است و مجموعه قوانين كلي و جزيي نيست و به بيان علل اربعه در باب تبيين مسايل پرداخت و گفت: اگر رابطه ميان سياست و حكومت با قرآن و دين را از ديدگاه علل اربعه بررسی كنيم در خواهيم يافت كه دين در علت فاعلی و علت غايی به طور حتم دخالت دارد. اما در علت مادی كه شامل قوانين اخلاقی و اعتقادی است، به لحاظ نرم افزاری(قوانين اسلامی) پشتيبانی عقل و تجربه بشری را نياز دارد چون اين گونه عوامل متغير هستند و نيازی به بيان آن نبوده است. به عنوان مثال قرآن چارچوب های نظام سياسی، اقتصادی و ... و حتی جزئياتی از آن ها را عنوان كرده است اما در اينكه شما مثلا چند تا مجلس داشته باشيد يا چند استان و استاندار دخالتی ندارد چون بنا به مقتضيات زمان می تواند تغيير كند.
وی در تبيين علت صوری نيز اظهار كرد: در علت صوری نيز به طور قطع، سياست و حكومت از ديد قرآن با ساير حكومت ها تفاوت دارد. اسلام از نحوه زندگی حاكم تا نحوه رابطه حاكم با مردم سخن دارد. در حكومت اسلامی، رهبری و ولايت فقيه اصل است و بقيه مسايل مانند تفكيك قوا و ... تابع است كه عقل و تجربه بشری ميتواند در تعيين آن دخالت كند.
در پايان اين نشست حجت الاسلام يوسفی مقدم، رئيس مركز فرهنگ و معارف قرآن به طرح اين سئوال پرداخت كه اگر قرآن يك نظام سياسی ارايه كرده باشد و منطقة الفراغی نيز داشته باشيم آيا همه موارد اين منطقةالفراغ را به عقل و تجربه بشری واگذار كرده و يا عقل و تجربه بشری را هم توصيه به پر كردن اين منطقه بر اساس وحی كرده است. آيا عقل مطلق العنان است يا نه محدوديت دارد و بايد اصول كلی قرآن را مد نظر قرار دهد؟
چاپ | ارسال
|