به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجتالاسلام نجف لكزايي، رئيس پژوهشكده علوم و انديشه سياسي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، در همايش تشيع و مدرنيته در ايران معاصر در باره امام خميني(ره) و غرب (انسان، سنت و مدرنيته) گفت: حضرت امام خميني(ره) در حديث اول از كتاب چهل حديث و شرح حديث جنود عقل و جهل، هشت مدل براي انسانشناسي ارائه كردهاند.
وي ادامه داد: حضرت امام خميني(ره)، هشت نوع انسان را براساس قواي دروني و محتواي باطني نام برده و گفتهاند انسان داراي چهار قوه عاقله، بهيميه يا شهواني، غضبيه يا سبوعيه، واهمه يا شيطنت و شيطاني است.
اين پژوهشگر مسائل سياسي افزود: يك دسته انسان، انسانهاي عاقل و فرشتهصفتاند. انسان عاقل در انديشه امام كسي است كه هم تهديدات دنيوي و هم تهديدات اخروي را لحاظ كرده و آينده را با اين لحاظ برنامهريزي ميكند. آيندهنگرياش و آيندهنگارياش بر اين اساس تنظيم ميشود كه از تهديداتي كه متوجه بقاء دنيوي و اخروي ميشود جلوگيري كند.
رئيس پژوهشكده علوم و انديشه سياسي در ادامه گفت: هفت نوع انسان ديگر، انسانهايي هستند كه به لحاظ استعداد، عقل دارند، ولي قوه عاقله را زير سلطه آن سه قوه قرار ميدهند.
حجتالاسلام لكزايي ادامه داد: به لحاظ آن سه قوه، سه نوع انسان غير الهي داريم. انساني كه بر وجودش قوه شهويه رياست ميكند و دنبال لذتهاي زودگذر دنيوي است، انساني كه قوه غضبيه رياست وجودش را بر عهده ميگيرد و انساني كه قوه واهمه رياست وجودش را برعهده دارد.
اين محقق و پژوهشگر مسائل ديني گفت: امام هر كدام اين انسانها را به يك حيوان تشبيه كرده و معتقد است كسي كه قوه بهيميه بر وجودش حاكم ميشود در مقام تشبيه مثل يك گاو است، كسي كه قوه غضبيه بر او حاكم ميشود مثل يك پلنگ و كسي كه قوه شيطنت بر او حاكم ميشود، شيطان است.
وي ادامه داد: اگر اين قوا در خدمت عقل قرار بگيرند، چنانچه در انسان الهي اين سه قوه در خدمت عقل قرار ميگيرند، منفي نيست. قوه بهيميه وقتي در خدمت عقل باشد، حدود شرعي را رعايت ميكند و براي بقاء انسان مفيد است. قوه غضبيه وقتي در خدمت عقل باشد براي بقاي انسان ضروري است، چون خطرات را دفع ميكند و قوه وهميه وقتي در خدمت عقل باشد، از باب «مكروا و مكرالله، والله خير الماكرين» ميتواند شيطان را بشناسد و گرفتار شيطان نشود.
حجتالاسلام لكزايي با بيان اينكه چهار مدل انسان از تركيب سه قوه منفي به وجود ميآيد، ابراز داشت: يك مدل رياست قوه شهويه و غضبيه بر وجود انسان، يك مدل رياست قوه غضبيه و شيطنت، مدل ديگر رياست قوه بهيميه با قوه شيطنت و مدل چهارم هم تركيبي از هر سه كه در وجود يك فرد به نهايت ميرسند و چون عقل به قوا افزوده شود، نامحدود ميشوند.
رئيس پژوهشكده علوم و انديشه سياسي با طرح اين سؤال كه نسبت انسانشناسي با سنت و مدرنيته چيست، گفت: سنت و مدرنيته در بحث امام جايگاهي پيدا نميكند. اينها دو مفهوم ساخته غرب هستند كه اگر بخواهيم وارد آن مباحث شويم، گرفتار قواعد آن خواهيم شد.
وي در پايان با اشاره به اينكه امام(ره) تاريخ را يك تاريخ متنوع ميبيند، يادآور شد: مدرن و سنتي از ادبيات سياسي امام، آگاهانه ،غايب است. يعني امام آگاهانه اين واژهها را به كار نميگيرد و معتقد است اگر اين واژهها را به كار گرفتيد، مجبوريد نسبت خودتان را به نحوي با اينها تطبيق كنيد.