من فکر میکنم آنها هرگونه حمایت مالی، نظامی و امنیتی با او را انکار میکنند و اصلاً بعید نیست که حتی او را محکوم هم بکنند. همه اینها را در حالی انجام میدهند که نزدیک است از فشار غیض و عصبانیت بمیرند. اما ما این نظامهای فاسد و حقههای ناجوانمردانهشان را خوب میشناسیم و فریبشان را نمیخوریم. اگر هم این دول و مجامع به فرض از تروریستی همچون ریگی حمایت کنند، آن وقت دیگران بیشتر این کشورها را میشناسند و به قول معروف دستشان رو میشود، که فکر نمیکنم این کار را بکنند.
ابنا: آیا حضور پرشور و با بصیرت مردم در روز 9 دی ماه و 22 بهمن 1388 در اقتدار امنیتی ایران برای دستگیری این شرور مؤثر بود؟ اصولاً ارتباطی بین این قضایا میبینید؟
ــ این گروهک در "تاسوکی" بیش از بیست نفر از مردم بیگناه و بیسلاح را به شهادت رساند، هفت نفر را هم مجروح کرد، که فرماندار زاهدان که الان هم در همین سمت انجام وظیه می گند یکی از آنها بود، بعد هم با هفت نفر گروگان گریخت. اما آیا خانوادههای شهدا و مجروحین و گروگانها نمیتوانستند مقابله به مثل کنند؟ آیت الله سبحانی فرمودند: «دنیا ببیند که شیعه را در خانه خودش میکشند و او تحمل میکند». مردم میتوانستند؛ اما چون به نظام اطمینان داشتند و اراده نظام را اراده خودشان میدانستند صبر کردند و در واقع مردم به تروریستهای فریبخورده مهلت دادند. این صبر، از مصادیق صبرهای تلخی بود که بالاخره مردم میوه شیرینش را چیدند و چشیدند. و این نظام اسلامی ایران بود که در برابر خدای متعال و اعتماد مردم سربلند قد علم کرد.
ابنا: آیا با دستگیری ریگی، الان مردم سیستان و بلوچستان و مرز نشینان احساس امنیت میکنند یا هنوز هم دغدغه ناامنی دارند؟
ــ این روزها مردم مظلوم استان سیستان و بلوچستان بیش از سایر هم میهنانمان خوشحال هستند؛ به ویژه خانوادههای شهدا. روشن است که مردم احساس امنیت میکنند و از اینکه این جانی، زنده دستگیر شده و آنها میتوانند مقتدرانه از او سؤال کنند که چرا و به چه گناهی خون عزیزانشان را بر زمین ریخته احساس امنیت میکنند. به نظر شما آیا خانواده آن راننده تاکسی که توسط افراد نادان و خبیث این گروه به دار آویخته شد، حالا احساس امنیت نمیکنند؟ معلوم است که پس از این عملیات ضریب امنیتی بالاتر میرود، چرا بقیه هم حساب کار دستشان میآید و اعتماد مردم هم به نظام بیش از پیش افزایش مییابد. من به خاطر دارم که یکی از افراد این گروهک به من میگفت عبدالمالک واقعاً نظام را درمانده کرده است و نظام نمیداند با عبدالمالک چه بکند. او اگر زنده مانده باشد، میتواند ببیند که نظام با سرکرده او چه کرده است و چگونه او را در دادگاه عدل محاکمه و برابر جرمش مجازات میکند، میتوانند فرق اسلام ظالمانه و اسلام عادلانه را ببینند.
ابنا: آیا ریگی و گروهش به تنهایی توان این همه شرارت را داشتند یا قدرتهای بین المللی حامی او و گروهش بودند؟
ــ طبق اعترافات «عبدالحمید ریگی» برادر عبدالمالک، آمریکاییها از او حمایت میکردند. روشن است که اگر آنها مثلاً فقط حمایت رسانهای نمیکردند او به یک تروریست بین المللی تبدیل نمیشد.
ابنا: خود شما در مدت اسارت، شواهدی ندیدید؟
ــ ما البته گروگان بودیم و از بیرون اتاقمان هم خبر چندانی نداشتیم، چه رسد به مذاکرات و رفتوآمدهای آنها ؛ ولی از خود عبدالمالک و اطرافیانش شنیدم که میگفتند: «ما معتقدیم که میشود از آمریکاییهای کافر، پول گرفت و برای جهاد خرج کرد».
ابنا: احساس خود شما از اینکه میبینی عامل کشتارها و گروگانگیریها به دام افتاده چیست؟ اگر به بازداشتگاه ریگی بروی و او را در این حال ببینی، فکر میکنی تو را بشناسد و به یاد آورد؟
ــ من از وقتی عبدالمالک را دیدم، یعنی اواخر سال 1384، او را یک آدم قابل ترحمی یافتم. به نظرم، هم او و هم سایر اطرافیانش، کسانی هستند که حق نیستند اما فکر میکنند حق هستند. آنها حقیقت را گم کردهاند. خود او به ما گفت: «شما اینجا آزاد هستید، هر حرفی خواستید بگویید و نترسید». من از این فرصت استفاده کردم و وقتی یکی از آنها در واقع یک سخنرانی یکطرفه را شروع کرده بود، با او وارد بحث شدم. اما متأسفانه او مرا تهدید کرد. اینکه میگویم متأسفانه به این دلیل است که او حاضر نبود به دنبال حقیقت برود. من به او در آن گفتگو، مطالعه ترجمه کتاب الغدیر «علامه امینی» را پیشنهاد دادم. حالا میتوان حدس زد که وقتی کسی به دنبال حقیقت باشد، نباید از خواندن یک کتاب فارسی واهمهای داشته باشد، اما این پرسش که آیا او آن کتاب را خواند، باید خودش به آن پاسخ بدهد.
ابنا: اگر مثلا در دادگاه، عبدالمالک را ببینی به او چه خواهی گفت؟ اصلاً دوست داری باز هم از نزدیک او را ببینی یا خیر؟
ــ عبدالمالک ریگی، برادرزادهام «شهید مسلم لکزایی» که متولد 1364 و دامادمان «شهید نعمتاله پیغان» که متولد 1354 بود و هر دو هم طلبه بودند را به شهادت رساند. او دختر بچههای سهماهه و هفتسالهی خواهرم را یتیم کرد. او خودم را با شش نفر دیگر، حدود پنج ماه گروگان گرفت و هم خود ما و هم خانوادههای ما را در این 150 روز بشدت از لحاظ روحی شکنجه کرد. اما گرچه معتقدم "ترحم بر پلنگ تیز دندان / ستمکاری بود بر گوسفندان"، اما به سهم شخصی و حق فردی خودم، عبدالمالک ریگی را میبخشم و شکایتی از او ندارم. در این کار به اسوهی مسلمین پیامبر(ص) اقتداء میکنم که وقتی مکه را فتح کرد، همه کسانی که به «شخص او» ظلم کرده بودند را بخشید.
امیدوار هستم که عبدالمالک لااقل در خلوت خود، دست نیاز به سوی درگاه بینیاز دراز کند و از خداوند بخواهد که گناهان مسلّمش را ببخشد. از بقیه طرفداران او ـ البته اگر طرفداری داشته باشد ـ هم میخواهم که به دامن خدا و قرآن پناه ببرند، قرآن خشونت مذهبی را محکوم میکند.
قرآن میفرماید: «بگو اى اهل كتاب! بياييد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است پيروى كنيم كه به جز خداى يكتا را نپرستيم، و چيزى را با او شريك قرار ندهيم، و برخى، برخى را به جاى خدا به ربوبيّت تعظيم نكنيم. پس اگر از حق روى گردانند بگوييد: شما گواه باشيد كه ما تسليم فرمان خداونديم.» این آیه خطاب به اهل کتاب است، مسلمانان میگوید اگر اهل کتاب سخن حق شما را نپذیرفتند، بگوييد: شما گواه باشيد كه ما تسليم فرمان خداونديم، نه اینکه دست به سلاح ببرید. الان بايد پيام اين آيه را خطاب به برخي از پيروان حضرت ختمی مرتب محمد هم ابلاغ كنيم؛ همان کسانی كه خون برادرانشان را مباح میشمرند و ناجوانمردانه به ریختن خون برادرانشان فتوا میدهند.
ابنا: در پایان، چه خواستهای از مسؤولان و نیز دستگاه قضایی کشور دارید؟
ــ خواهش میکنم که اولاً: علاج قبل از وقوع بکنند، ثانیاً سعی کنند انتظارات خانوادههای شهدا را برآورده کنند. مثلاً ممکن است برخی بخواهند با عبدالمالک صحبت کنند یا در دادگاهش حضور داشته باشند.
ابنا: از شما متشکریم برای این فرصت.
ــ من هم به نوبه خود از همه تلاشگران راه خدا و کسانی که این کار مهم را انجام دادند تشکر میکنم. از ابنا هم تشکر میکنم که در تمام این مدت یاریرسان ما بود و حتی چند مراسم هم برای بزرگداشت شهدا و قربانیان این گروهک برگزار کرد.
منبع: خبرگزاری ابنا
به کوشش: محمد بیدارمنش