صفحه نخست arrow درس ها arrow سایر arrow طرح درس انقلاب مشروطه
 
عناوین اصلی
صفحه نخست
شرح حال
آثار نوشتاري
آثار گفتاري
گفت و گو
درس ها
اخبار
میهمان
نگارخانه
ورود به سایت





دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
  
طرح درس انقلاب مشروطه نسخه PDF چاپ ارسال
نگارش یافته توسط Administrator   
07 فروردين 1386 ساعت 20:27

   طرح درس

 

 

 

   انقلاب مشروطه

 

 

 

 

   نجف لك‏زايى

 

 

 

   بسمه تعالى

 

 

 

 

1- طرح مسأله

بى ترديد آنچه به نام انقلاب يا نهضت مشروطيت از آن ياد مى‏شود و در سال 1905 م.(1284 ش. 1324ق/.( اتفاق افتاد، حاصل رويدادهايى است كه در سراسر قرن نوزدهم جامعه‏ايران را در بر گرفته بود.

آغامحمد خان در زمانى توانست سلسله قاجاريه را بنيانگذارى كند كه اروپائيان با پديده‏نوظهورى به نام انقلاب فرانسه (1789م.( درگير بودند. بنابراين پس از يك قرن نا امنى )سراسرقرن هيجدهم( و جدال ميان صفويها و افاغنه و سپس افاعنه و افشاريه و پس از آن افشاريه وزنديه، ايران مجدداً مى‏رفت كه روى آرامش را به خود ببيند. وقتى فتحعليشاه وارث آغامحمدخان شد، ناپلئون بناپارت وارث انقلاب فرانسه شده بود، رقابت‏هاى فرانسه و انگليس و روسيه ازاين پس خود را در شبه قاره هند و ايران بروز مى‏داد.

ايران كه در شمال با روسها درگير بود، گمان مى‏كرد با رو آوردن به فرانسه مى‏تواندمشكلاتش را حل كند، غافل از اينكه هنوز مركب قرار داد فين كنشاين (1807م.( خشك نشده،ناپلئون با روسيه معاهده تيلسيت (1807م.( را  امضا كرده است. از اين پس تا انقلاب مشروطه وپس از آن، در سرتاسر دوره پهلوى، ايران محل كشاكش و كنش و واكنش بيگانگان است. گرچه‏فرانسه به زودى از صحنه ايران حذف و يا اينكه دخالتهايش كم تأثير شد، اما رقابتهاى روس وبريتانيا در سراسر قرن نوزدهم سياست و حكومت در ايران را مورد تأثير جدى قرار داد.

روسها، مجهز به سلاحهاى جديد، از آسياى مركزى و قفقاز سرازير شدند و قشون عشايرى‏ايران را كه دچار اختلاف بودند، به آسانى شكست دادند و عهد نامه‏هاى گلستان (1192ش.( وتركمن چاى (1207ش.( را به فتحعلى شاه تحميل كردند. همينطور، انگليس، به منظور مقابله باپيروزيهاى روسيه و براى آنكه افغانستان را هم در براب تزارها و هم قارجارها، منطقه حائل هندقرار دهد، به جنوب ايران دست انداخت و عهد نامه 1857م. (1236ش.( پاريس را به‏ناصرالدين شاه تحميل كرد. در نتيجه اين معاهدات بخشهاى زيادى از ايران از دست رفت. از همه‏مهمتر حق كاپيتولاسيون به روسيه و انگلستان داده شد، بر اين اساس روسها مى‏توانستند در تمام‏نقاط ايران كنسولگرى و تجارتخانه داير نمايند.(1)

اين عهدنامه‏هاى ديپلماتيك، همانطور كه هدف اصلى آنها بود، موجبات نفوذ اقتصادى وسياسى روس و انگليس در ايران را فراهم آوردند. طى اين قرن، كل حجم تجارت خارجيان باايران تا هشت برابر افزايش يافت و در حالى كه ايران در آغاز قرن نوزدهم نسبت به اقتصاد جهانى‏در انزوا بود، در پايان اين قرن به سوى ادغام در شبكه جهانى تجارت بين المللى حركت‏مى‏كرد.(2)

هر يك از دولتهاى روسيه و بريتانيا خود را محق مى‏دانستند كه با اعمال فشار و يا اعطاى‏رشوه امتيازاتى اخذ نمايند. امتياز رويتر، امتياز تالبوت و امتيار دارسى از مهمترين امتيازات اخذشده توسط انگلستان است.

روسيه نيز كه، با انعقاد عهد نامه‏هاى گلستان و تركمن چاى خود را حافظ تخت و تاج‏پادشاهى در ايران مى‏دانست، ضمن تصرف شهرها و مناطق زيادى از ايالات متعلق به ايران‏امتيازات ديگرى در زمينه امور بانكى، گمركات و تجارت اخذ كرده بود.(3)

نبايد تصور شود كه ايرانيان هيچ حركتى در جهت بيرون كشيدن خود از زير نفوذ دولتهاى‏بيگانه نكرده‏اند، برعكس تلاشهايى در اين زمينه صورت گرفت كه هر چند با شكست مواجه شد،اما تأثيراتى نيز بر جاى گذاشت.

نخستين حركت اصلاحى توسط عباس ميرزا رهبرى شد. عباس ميرزا، كه فرماندهى‏نيروهاى ايران در جنگهاى سالهاى 1805م. و 1828م. را بر عهده داشت نياز به اصلاحات‏نظامى را با همه وجود لمس كرد. به اعتقاد بائوسانى، عباس ميرزا، »تنها فردى بود كه مى‏توانست‏ايران را نجات دهد« اما او در سال 1833 م. (1212ش( پيش از رسيدن به مقام پادشاهى درگذشت.(4) مشاور عباس ميرزا، قائم مقام فراهانى، مدت كوتاهى در سال 1835م. صدر اعظم‏ايران بود اما به دستور محمد شاه كشته شد. بنابراين شايد بتوان سال 1833م. را يك نقطه عطف‏به حساب آورد، چون عباس ميرزا نابهنگام در گذشت و با مرگ او مسير مبارزه ايران عليه‏وابستگى مسدود شد.

دومين حركت اصلاحى توسط ميرزا محمد تقى خان فراهانى، مشهور به امير كبير، آغازشد. امير سياستهاى خاصى نظير ايجاد كارخانه‏هاى دولتى، دارالفنون، حسابرسى، تعادل بودجه‏و خدمت نظام وظيفه عمومى را در پيش گرفت، همه اين سياستها بدان منظور اتخاذ شده بود تادولت قاجار را تقويت كند و بتواند در برابر فشارهاى خارجى و جنبشهاى اجتماعى داخلى‏ايستادگى نمايد. وى نخستين روزنامه رسمى كشور به نام وقايع اتفاقيه را منتشر كرد. اين اقدامات‏واكنشهاى فورى بر انگيخت. درباريان، تيولداران و نمايندگان روسيه و انگلستان همگى در صف‏مخالفان قرار گرفتند و ائتلاف نيرومندى را عليه اميركبير شكل دادند. اميركبير عزل، تبعيد و به‏فاصله اندكى و سيزده روز پيش از افتتاح دارالفنون، كشته شد.

بار ديگر در دهه 1870م. اصلاحات در دستور كار قرار گرفت. اين بار رهبرى اصلاحات به‏عهده ميرزا حسين خان سپهسالار بود. سياستهاى سپهسالار موجب نارصايتى‏هاى زيادى شد كه‏در آغاز چندان نمودى نداشت اما به دنبال واگذارى امتياز به رويتر به صورت مخالفتى پرتوان باامتيازنامه، فرصتى براى ابراز وجود يافت. صدر اعظم مجبور به استعفا شد.

ماجراى تنباكو نخستين جنبش گسترده توده‏اى بود كه سلطه خارجى و دولت استبدادى رامستقيماً و با هم نشانه گرفت. اين جنبش، گرچه مى‏توانست فراگير شود، اما سرانجام با لغو امتيازتنباكو، فرو خوابيد. سيد جمال الدين اسد آبادى و ميرزاى شيرازى از مهمترين رهبران اين جنبش‏بودند. روسيه نيز در رقابت با انگلستان عليه قرار داد فعاليت مى‏كرد.

ناصر الدين شاه، در حالى كه يك روز ديگر مى‏خواست پنجاهمين سال سلطنتش را جشن‏بگيرد، با گلوله ميرزا رضاى كرمانى، مريد و شاگرد سيد جمال الدين اسد آبادى، هدف قرار گرفت‏و كشته شد. صداى گلوله ميرزا رضا، صداى اصلاحاتِ در گلو خفه شده بود، كه به اين شكل بروزيافت. با به پادشاهى رسيدن مظفر الدين شاه، آزاديهايى به مردم داده شد. پس از آنكه‏مظفرالدين‏شاه از سومين سفر خارجى خود برگشت با شورش و قيام ايرانيان مواجه شد. سرانجام‏مظفرالدين‏شاه با تأسيس عدالتخانه موافقت كرد، اما ادامه قيام، به دليل عدم انجام تعهدات‏پذيرفته شده توسط دولت، به نهضتى منجر شد، كه امروز از آن با عنوان انقلاب مشروطه يادمى‏شود.

صدور فرمان تأسيس مشروطيت در 14 مرداد 1285 ش. (1906م. 1324 ق.( توسطمظفر الدين شاه اوج اصلاحات عصر قاجارى بود.

با توجه به اينكه پادشاهان ايران خود را سايه خدا در زمين مى‏دانستند و توده‏هاى عظيم‏مردم ايران نيز اين نحوه توجيه فرمانروايى را پذيرفته بودند و در خود شرق هم مشروطه‏خواهى‏كم‏سابقه بود، لذا سئوالى كه مطرح است اين است كه چه عامل يا عواملى سبب پيدايش انقلاب‏مشروطه شد؟ بنابراين علت وقوع انقلاب مشروطه و تحليل نيروهاى درگير در آن، اعم ازنيروهاى دولتى، نيروهاى دينى، نيروهاى بيگانه و روشنفكرن پرسش محورى اين پژوهش است.

 

2 - بررسى آثار

تحليگران انقلاب مشروطه بر داشتهاى متفاوتى از اين رويداد تاريخى دارند. گروهى آن رامى‏ستايند و جنبشى به سوى ترقى‏خواهى مى‏دانند؛ در مقابل گروهى آن را حاصل توطئه‏قدرت‏هاى بيگانه و عامل تيره بختى ايرانيان مى‏انگارند. تعارض بنيانى ميان اين برداشت‏ها ناشى‏از تصور متفاوت اين تاريخنگاران از نظام اجتماعى پيش از انقلاب و تحولاتى است كه پس ازانقلاب پديد آمده و يا مى‏بايست از نظر آنان پديد مى‏آمد. ستايشگران مشروطه بر اين باورند كه‏در سالهاى واپسين قرن 19، جامعه قرون وسطايى ايران، كه بر استبداد سياسى و استثمارتيولداران از رعايا متكى بود،  در حال فروپاشى بود و با آمدن افكار تازه و تحولات جهانى به‏سوى تجدد و تحولاتى كه در شالوده‏هاى نظام اجتماعى پديد آمده بود، مشروطيت يك ضرورت‏تاريخى و يك رويداد مطلوب به شمار مى‏آمد. اين گروه از راويان مشروطه خود به دو جريان‏فكرى متمايز تعلق دارند. نخست راويان ليبرال كه از دمكراسى پارلمانى هوادارى مى‏كنند وغالب تاريخنگاران مشهور مشروطه از قبيل ناظم الاسلام كرمانى، يحيى دولت آبادى، مهدى‏ملك زاده، احمد كسروى و فريدون آدميت از اين گروهند.(5) دوم، راويانى كه از ديدگاه تحليل‏مادى و تحول تك خطى تاريخ از نظام فئودالى به نظام سرمايه دارى و سرانجام به نظام‏سوسياليستى انقلاب مشروطه را بررسى مى‏كنند. اين گروه براين باورند كه انقلاب مشروطه يك‏انقلاب بورژوايى بود كه با آغاز رشد مناسبات سرمايه‏دارى و رشد بورژوايى ملى و پذيرش‏ايدئولوژى بورژوايى مشروطه به جريان افتاد. به نظر اينها انقلاب مشروطه به سبب آنكه نتوانست‏مناسبات فئودالى را ريشه‏كن كند و بورژوايى را به ثمر برساند، انقلاب نيم بند بود، اما به هر حال‏راه را براى رشد مناسبات سرمايه‏دارى در دوره بعد هموار كرد:

»اگر يك انقلاب نبردى باشد براى انتقال قدرت از دست يك طبقه‏اجتماعى به دست طبقه ديگر، جنبش مشروطيت مبارزه خونين طبقات‏متوسط و سرمايه‏دارى شهرى عليه فئوداليزم بود. اين جنبش از لحاظسازمانى هدفش برانداختن قدرت مطلقه فئودالى و استقرار حكومت‏پارلمانى بورژوايى بود و سرانجام پس از طى نشيب‏ها و فرازها به سازش‏ميان فئوداليزم بورژوا و سرمايه‏دارى بزرگ تجارى كه يك پايش به زمين‏چسبيده بود خاتمه پذيرفت و از لحاظ شكل سازمانى به استقرار مشروطه‏سلطنتى بورژوا مَلاّك منجر شد.«(6)

گروه ديگرى از مورخان مشروطه بر اين باوراند كه انقلاب مشروطه محصول توطئه بزرگ‏بريتانيا بود كه يا آن را از اساس پايه گذاشت و يا از همان اوان كار بوسيله عوامل سرسپرده خود درآن نفوذ كرد و آن را از مسير اصلى خود منحرف ساخت. محمود محمود و ابراهيم صفايى ازپيشگامان اين طرز فكر هستند. محمود محمود مى‏گويد:

»تا همان اوان انقلاب هنوز باد سموم مهلك آزادى به مزرعه سبز وخرم ايران نوزيده بود و افسار طبقه رذل و پست جامعه ايران گسيخته نگشته‏بود، طبقات مختلفه ايران از هر صنف و دسته كه تصور شود، هر يك دردايره معمول و معين خود به سنن جارى كشور به كسب و كار مشغول بودند.ايمان و عقيده جامعه در آن روزها محكم و ثابت بود.«(7)

به نظر محمود، مشروطيت »تحفه‏اى« بود كه »ديگران كه بدخواه ايران بودند براى ضعف وزوال دولت و ملت ايران هديه كردند.«(8) محمود نتيجه مى‏گيرد كه »من چنين پندارم كه تحرك‏ايرانيان براى مشروطه خواستن جزو نقشه‏اى بود براى عملى نمودن قرار داد 9)­.1907)

علماى ايرانى دو نگاه به مشروطه داشته‏اند، برخى با آن همدلى كرده، مشروطه را مثبت‏ارزيابى كرده‏اند. آية الله سيد عبدالله بهبهانى، سيد محمد طباطبايى، آخوند محمد كاظم‏خراسانى و شيخ عبدالله مازندرانى از حاميان سرسخت مشروطه بودند. محمد حسين نائينى به‏عنوان نماينده اين طرز فكر، در رساله‏اى به نام »تنبيه الامه و تنزيه المله« از استبداد به شدت‏انتقاد كرد و مشروطيت را، از باب دفع افسد به فاسد و اصل عمل به قدر مقدور، مورد تأييد قرارداد. همچنين عمادالعلماء خلخالى در »رساله در معنى سلطنت مشروطه« از سلطنت استبدادى‏انتقاد و از سلطنت  مشروطه ستايش كرد.(10) مدرس و كاشانى نيز در همين گروه قرار دارند.

از مشهورترين عالمان مخالف مشروطه مى‏توان از شيخ فضل الله نورى ياد كرد. ايشان دررساله تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل آورده است:

»اگر مقصودشان اجراء قانون الهى بود و فايده مشروطيت حفظاحكام اسلاميه بود، چرا خواستند اساس او را بر مساوات و حريت قراردهند كه هر يك از اين دو اصل مؤدى خراب‏نماينده ركن قويم قانون الهى‏است. زيرا قوام اسلام به معبوديت است نه آزادى و بناى احكام آن به تفريق‏و جمع مختلفات است نه به مساوات ]... [اگر مقصود تقويت اسلام بودانگليس حامى آن نمى‏شد و اگر مقصودشان عمل به قرآن بود عوام را گول‏نداده، پناه به كفر نمى‏بردند.]منظور تحصن در سفارت انگلستان است.[آخر مقبول كدام احمق است كه كفر حامى اسلام شود و ملكم انصارى]= مسيحى [ حامى اسلام باشد و عدل اسلامى را كه اساسش بر اختلاف‏حقوق است بين افراد مخلوق خواهان باشد.«(11)

هر يك از روايت‏هايى كه ذكر شد، تفسير خاص خود را از انقلاب مشروطه و عوامل وقوع‏آن بيان داشته‏اند. ماركسيست‏ها، از منظر حركت ضد فئودالى طبقات بوژوا، به تحليل ماهيت،نيروهاى محرك و سير حوادث و پيامدهاى مشروطه پرداخته‏اند. روشنفكران ليبرال، پخش افكارو عقايد و ايده‏هاى ليبرال غربى، ايجاد چاپخانه و انتشار كتب، روزنامه و نشريات و قانون‏خواهى‏را محرك انقلاب مشروطه مى‏دانند. برخى از محققان انقلاب مشروطه را حركتى در جهت احياى‏اعتقادات دينى و اسلامى و سرانجام گروهى اين حركت را توطئه انگليس عليه روسيه مى‏دانند.

به نظر مى‏رسد نوعى اغتشاش، ذهن گرايى و قضاوت بر مبناى ترجيحات و ارزش‏هاى‏شخصى، گروهى و صنفى در ميان اظهار نظرهاى مذكور و كلاً ادبيات مشروطه وجود دارد و بااينكه حدود يك قرن از انقلاب مشروطه مى‏گذرد، مع الاسف هنوز تبيين علمى اين حادثه دردست نيست. در كتابها و مقالات موجود عمدتاً توصيف وقايع به شكل جانبدارانه صورت گرفته‏و تبيين آنها كمتر مورد توجه بوده است. حتى منابع خارجى، چه آنها كه ترجمه شده‏اند و چه آنهاكه هنوز ترجمه نشده‏اند، به گونه‏اى نيستند كه نياز به تحقيقات جديد را منتفى اعلام كنند. بديهى‏است ضمن استفاده از جنبه‏هاى مثبت آثار مذكور و موجود در اين زمنيه، بايد سعى كنيم تا ضمن‏پرهيز از افتادن در وادى قضاوتهاى ارزشى و جانبدارانه به تحليل علمى و تبيين روشمند اين‏واقعه بپردازيم. مسأله روش علمى از اهم مسائلى است كه در آثار مورد اشاره  يا اصلاً مورد توجه‏نبوده، يا كمتر مورد توجه بوده است.

 

3- هدف پژوهش

هدف پژوهش حاضر آن است كه با توجه به فقدان تبيين علمى قابل قبول در زبان فارسى ونقاط ضعف موجود در آثار مربوط به انقلاب مشروطه در ساير زبانها، با بررسى علل  و عوامل‏وقوع انقلاب مشروطه اين نقيصه را در حد توان علمى خود، برطرف نمايد.

4- متغيرهاى دخيل

با مطالعه و بررسى منابع، اسناد و خاطرات موجود درباره انقلاب مشروطه ايران متغيرهاى‏متعدد و متنوعى براى تبيين انقلاب مشروطه قابل شناسايى است. مهمترين اين متغيرها، كه درتكوين و پيدايش انقلاب مشروطه مؤثر بوده‏اند، از اين قرارند:

1- حركت ضد فئودالى طبقات بورژوا: ماركسيستها كه به تحليل مادى تاريخ اعتقاد دارند، براين نظر هستند كه نيروى پديد آورنده انقلاب مشروطه ايران دگرگونيهايى است كه در نيمه دوم‏قرن نوزدهم در شالوده‏هاى روابط طبقاتى پديد آمد و منجر به رشد بورژوازى ملى شد. بنابراين‏نيروى پديد آورنده مشروطه بورژوايى ملى است.

2- آزادى خواهى و نفى استبداد و قانونگرايى: بر اين اساس آشنايى ايرانيان با غرب سبب‏شد تا مردم از استبداد متنفر شوند و به تقليد از غرب متقاضى: پيشرفت، آزادى و قانون گرايى‏شوند. بنابراين روشنفكرانى كه با پخش افكار و عقايد آزاديخواهانه زمينه آشنايى مردم با افكارترقى‏خواهانه را فراهم كرده‏اند عاملان اصلى انقلاب مشروطه به حساب مى‏آيند.

3- توطئه انگليس عليه روسيه: با توجه به اينكه بعد از معاهدات گلستان و تركمن چاى‏روسيه از نفوذ پايدارى در دربار ايران برخوردار شده بود، انگلستان سعى كرد با راه انداختن‏انقلاب مشروطه و محدود كردن قدرت شاهِ طرفدار روسيه، به روسيه ضربه بزند و از اين طريق‏منافع خود را در ايران تثبيت كند. مخصوصاً كه اهميت ايران بخاطر هم مرزى با هندوستان، براى‏انگلستان غير قابل چشم پوشى بود.

4- نفى استبداد و استعمار و كسب آزادى و استقلال: طبق اين ديدگاه مسائلى چون شكست‏ايران در دو جنگ با روسيه و انعقاد عهد نامه‏هاى تحقيرآور گلستان و تركمن‏چاى، برقرارى‏كاپيتولاسيون، بى‏اعتبارى دولت مردان در خارج از كشور به علت بى‏لياقتى، توسعه روابط بين‏ايران و اروپا و آگاهى ايرانيان از وضع ممالك اروپا، امتيازاتى كه به روس و انگليس داده شد وموجب نارضايتى و قيام‏هاى مردمى گرديد، عدم توجه زمامداران ايران به حقوق مردم وسرنوشت كشور، ظلم و جور حاكمان به مردم، سفرهاى پرخرج شاهان قاجار به اروپا، تحرك‏مراجع مذهبى و استقلال خواهى مردم كه در حركتهايى چون نهضت تنباكو خود را نشان داد،همه و همه دست به دست هم داد و نخبگان و مردم را به اين نتيجه رساند كه علت العلل و عامل‏همه بدبختى‏ها دو چيز است: يكى استبداد سلطنتى و ديگرى استعمار و نفوذ بيكانگان. برقراركردن حكومت مشروطه راه حلى بود براى محدود كردن اختيارات پادشاه و حفظ استقلال ملى ازطريق اخذ تصميمات از طريق پارلمان به عنوان نمايندگان ملت ايران.

 

5 - فرضيه‏ها

بر مبناى متغيرهاى ارائه شده و با توجه به توضيحاتى كه در مورد هر كدام داده شد،مى‏توان چهار فرضيه درباره علت وقوع انقلاب مشروطه ايران ارائه كرد. در اين بررسى سه فرضيه‏نخست را، كه بر اساس سه متغير اول ارائه مى‏شود، به عنوان فرضيه‏هاى جانشين رقيب در نظرمى‏گيرم و فرضيه چهارم را، كه بر اساس متغير چهارم تنظيم شده است، به عنوان فرضيه اصلى‏مدنظر قرار خواهم داد.

1- حركت ضد فئودالى طبقه بورژوا در نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادى سبب بروز انقلاب‏مشروطه ايران در سال 1906 م. شد.

2- آزادى خواهى و نفى استبداد و قانونگرايى ايرانيان در اثر آشنايى مردم و نخبگان ايران‏با افكار مطرح شده در اروپا و در نتيجه تقليد از اروپائيان باعث وقوع انقلاب مشروطه در ايران‏شد.

3- توطئه انگليس عليه روسيه عامل وقوع انقلاب مشروطه در ايران بوده است.

4- نفى استبداد و استعمار و تلاش براى كسب آزادى و استقلال از سوى ايرانيان سبب‏وقوع انقلاب مشروطه ايران شده است.

 

6- فرضيه اصلى

در پاسخ به سئوال اصلى اين پژوهش فرضيه اصلى نگارنده اين است كه تلاش ايرانيان‏براى خارج شدن از زير نفوذ استبداد و استعار و كسب آزادى و استقلال سبب وقوع انقلاب‏مشروطه ايران در سال 1906 م. (1285 ش.  1344ق.( بوده است.

   +

تلاش براى نفى استبداد و استعماربى ثباتى منجر

تلاش براى كسب آزادى و استقلال‏به انقلاب مشروطه

1283-1285ش.1285ش.

(1905-1907م.( (1324ق.( (1907م.(

(1322 -1324ق.(

 

7- روش آزمون فرضيه‏ها

با توجه به آنچه آمد، مشخص شد كه در اين پژوهش چهار فرضيه درباره انقلاب مشروطه‏ايران داريم كه لازم است به شكل جداگانه مورد بررسى و آزمون قرار گيرند. به علت ضيق وقت ازموارد گواه، كه شباهت كم و بيش كافى با مورد آزمون ما داشته باشد، استفاده خواهم كرد تا روشن‏شود كه آيا متغيرهاى مزبور در هر يك از اين فرضيه‏ها در توضيح انقلاب مشروطه ايران نقش‏اصلى را داشته‏اند يا خير. طبعاً آزمون فرضيه‏هاى جانشين رقيب از اين جهت اهميت دارد كه درصورت ابطال آنها به نوعى به افزايش امكان اثبات فرضيه اصلى ما كمك خواهد شد و در مقابل‏اثبات يكى از آنها مى‏تواند به معناى تبيين انقلاب مشروطه بر اساس آن و در نتيجه ابطال فرضيه‏اصلى ما باشد.

براى بررسى فرضيه جايگزين نخست، يعنى حركت ضد فئودالى طبقه بورژوا در نيمه دوم‏قرن نوزدهم ميلادى، مورد هند در قرن نوزدهم را به عنوان مورد گواه يا كنترل در نظر خواهم‏گرفت.

براى آزمون فرضيه دوم، يعنى آزادى خواهى و قانونگرايى به تقليد از اروپا، مورد مصر رابه عنوان مورد گواه در نظر خواهم گرفت.

براى آزمون فرضيه جايگزين سوم از روش آزمون سرى زمانى استفاده خواهم كرد و خودمورد ايران را در نيمه قرن نوزدهم مورد گواه خواهيم گرفت.

براى آزمون فرضيه اصلى به شيوه مثبت عمل خواهم كرد و با توجه به شاخصهاى‏متغيرهاى تشكيل دهنده مفهوم استبداد و آزادى و استقلال و استعمار و تلاش براى گردآورى‏داده‏ها و جمع بندى و رده بندى آنها كوشش خواهم كرد رابطه همبستگى يا عدم همبستگى ميان‏آنها و وقوع انقلاب مشروطه را نشان دهم. داده‏هاى مختلف با استفاده از منابع دست اول )شامل‏اسناد و مدارك و خاطرات( و منابع تحقيقاتى )شامل كتابها و مقالات( جمع آورى خواهند شد.

 

8- مفاهيم

1-8- استبداد

منظور از حكومت استبدادى حكومتى است كه داراى ويژگى‏هايى از اين قبيل باشد: 1-نظامى كه در آن، قدرت حاكمه و اختيارات نامحدود به شخص ظالم و مستبدى مثل پادشاه‏واگذار شده باشد؛ 2- تصرف كردن يك نفر يا جمعى در حقوق ملتى بدون ترس از بازخواست ؛3- هرنوع اقتدارى كه مشروعتيش و يا روش اعمال قدرت در آن، مورد قبول اكثريت مردم نباشد.4- يك نفر دارنده اختيار و جان و مال و ناموس تمام مردم باشد. 5- هيچ قدرتى در برابر اميال وآرزوها و قدرت مطلق حاكمه ياراى مقاومت نداشته باشد.

در اين نوع حكومت تكيه بر زور و ارعاب و شكنجه يك اصل اساسى است. اين نظام‏ها بااقتصاد سرمايه دارى ناسازگارند، زيرا در اين نظام امنيت شخصى و مالى براى تجار و عموم مردم‏وجود ندارد. بديهى است كه امنيت اقتصادى اولين شرط شكوفايى اقتصادى و سرمايه دارى‏است.

اساساً مالكيت در اين نوع نظام محترم نيست و از امنيت برخوردار نمى‏باشد. نظارت بر كارحكومت وجود ندارد. آزادى فردى محترم نيست و دستورات حكومت بى چون و چرا و با تهديدبه مجازات بايد اجرا شود. دولت ارباب واقعى است و مردم همه رعايا و برده حكومت‏هستند.(12)

2-8- استعمار

منظور از استعمار، سياست سودجويى از منابع طبيعى و بهره كشى از مردم كشورهاى‏عقب مانده از نظر اقتصادى و ممانعت از پيشرفت فنى و اقتصادى و فرهنگى آنها براى تحكيم‏سلطه سياسى، نظامى و اقتصادى دولت استعمارگر است. به عبارت ديگر، جريانى است كه ازطريق آن يك ملت قدرتمند، سلطه اقتصادى، نظامى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى خود را بريك جامعه يا ملت ضعيف تحميل مى‏كند. اين جريان ممكن است همراه با نابودى بوميان جامعه‏يا بهره‏كشى از آنان و يا به كمك و شراكت بخشى از افراد همان جامعه صورت گيرد. اين مفهوم ازكلنى colonyگرفته شده، كه در دوره امپراتورى روم به معنى ملك روستايى بود و بعداً در موردگروههاى خاصى به كار رفت كه در سرزمين ديگرى استقرار مى‏يافتند و به آباد كردن آن اقدام‏مى‏كردند. اكنون مفهوم استعمار با امپرياليسم پيوند خورده است. اصطلاح استعمار جديد نيز كه‏در دهه 1950م. مصطلح شد، به معنى نوعى استعمار است كه در لباس تازه و از طريق سلطه وكنترل اقتصادى و فرهنگى، همان اهداف استعمار قديم )قرون 16 تا 19ميلادى( را تعقيب‏مى‏كند.(13)

3-8- آزادى

در اينجا منظور از آزادى نفى استبداد است. بطور مشخص‏تر آزادى عبارت است از اختيارانجام يا عدم انجام فعل خاص. به عبارت ديگر آزادى داشتن حق انجام هر عملى تا حدى كه حق‏ديگران مورد تجاوز قرار نگيرد مى‏باشد. همچنين مصون ماندن از اراده مستبدانه ديگران.استقلال و رهايى فرد يا گروه از ممانعت‏هايى كه به وسيله ديگر افراد، گروهها و يا حكومت برقرارشده باشد و مشتمل بر آزادى‏هايى نظير آزادى سياسى، آزادى مذهبى و آزادى نطق و بيان‏مى‏شود. از انقلاب كبير فرانسه (1789م.( به بعد، آزادى با تأمين تساوى فرصت براى پرورش‏استعدادهاى افراد يك جامعه، همبستگى نزديك پيدا كرده است. اكنون همچنين آزادى بر اساس‏ميزان سركوب يا فشار، يعنى بر اساس اقداماتى از طرف دولت سنجيده مى‏شود كه اختيار فرد رابراى انتخاب نحوه دلخواه عمل )مثل آزادى اعتقاد و مذهب، آزادى بيان، عضويت در سازمانها،آزادى سفر، عدم ترس از باز داشت غير قانونى( تعيين مى‏كند.(14) مى‏توانيم مفهوم آزادى را به‏صورت فرمول زير بيان كنيم: from y to do or be z  x is free x، به عنوان فاعل و عامل، آزاداست از y، به عنوان مانع و رادع، تا عمل z را انجام دهد و يا در وضعيت z باشد.(15)

4-8- استقلال

منظور از استقلال حفظ حاكميت يك كشور از هر نوع سلطه و اقتدار خارجى است.استقلال حقى است كه به موجب آن، هر كشور در سياست داخلى و خارجى خود مختار است.استقلال خارجى يعنى آزادى عمل در برقرارى روابط با ساير كشورها و درباره مسائل خارجى به‏طور كلى. استقلال داخلى يعنى آزادى عمل در چارچوب سرحدات كشورى، در نتيجه استقلال‏داخلى، كشور مى‏تواند هر نوع قانونى كه مصالحش در آن باشد، تصويب كند و تشكيلات ادارى‏خود را مطابق مصالح و منافع ملى خود برقرار نمايد.(16)

5-8- انقلاب

منظور از انقلاب تغيير سريع، بنيادين و خشونت‏آميز داخلى در ارزشها، اسطوره‏ها،نهادهاى سياسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعاليتها و سياستهاى حكومت در جامعه است. اين‏تعريف بر اساس نتايج انقلاب است، در حالى كه در اينجا به فرايند انقلاب توجه داريم كه به‏شكل گسترش مشاركتهاى سياسى سازمان يافته كم و بيش آشكار و غير قانونى در خارج ازنهادهاى موجود براى تحميل خواسته‏ها و تقاضاها مى‏باشد.

 

9- شاخص‏ها

بطور خاص شاخص‏هاى هر يك از مفاهيم گفته شده را مى‏توان به شكل زير ارائه كرد:

1-9- شاخص‏هاى استبداد

1-1-9- فقدان آزادهاى فردى

      1-1-1-9- فقدان آزادى بيان

      2-1-1-9- فقدان آزادى عقيده

      3-1-1-9- فقدان آزادى مسكن

      4-1-1-9- فقدان آزادى شغل

      5-1-1-9- فقدان آزادى مذهب

2-1-9- فقدان امنيت

      1-2-1-9- فقدان امنيت مالى

      2-2-1-9- فقدان امنيت مالكيت

      3-2-1-9- فقدان امنيت سرمايه گذارى

      4-2-1-9- فقدان امنيت جانى

      5-2-1-9- فقدان امنيت آبرويى

3-1-9- فقدان قانون

      1-3-1-9- فقدان قانون در تنظيم روابط داخلى

      2-3-1-9- فقدان قانون در تنظيم روابط خارجى

      3-3-1-9- مبهم بودن حقوق شهروندان

      4-3-1-9- مبهم بودن وظايف شهروندان

      5-3-1-9- مبهم بودن تكاليف دولت

      6-3-1-9- مبهم بودن حقوق دولت

 

4-1-9- فقدان مشاركت مردم در امور سياسى

      1-4-1-9- فقدان مجلس قانونگذارى

      2-4-1-9- فقدان قانون اساسى

      3-4-1-9- فقدان نهادهاى مشورتى

5-1-9- فقدان تفكيك قوا

6-1-9- تمركز قدرت در شخص شاه

 

2-9- شاخص‏هاى آزادى

براى پرهيز از تكرار به ذكر شاخص‏هاى آزادى نمى‏پردازم. منظور از آزادى، در اين‏پژوهش، شاخص هايى است كه نافى استبداد باشد. بنابراين اگر شاخص‏هاى مذكور براى‏استبداد، برعكس شود، شاخص‏هاى آزادى به دست خواهد آمد.

3-9- شاخص‏هاى استعمار

1-3-9- عدم آزادى عمل هيأت حاكمه در چارچوب سرحدات كشورى

      1-1-3-9- دخالت كشورهاى خارجى در امور سياست داخلى

      2-1-3-9- اعطاى حق قضاوت كنسولى به اتباع و دول بيگانه

      3-1-3-9- دخالت كشورهاى خارجى در نظام قضايى نسبت به اتباع داخلى.

      4-1-3-9- كسب امتيازات نافى استقلال توسط بيگانگان

      5-1-3-9- گرو گرفتن بخش هايى از اقتصاد داخلى توسط بيگانگان.

      6-1-3-9- دخالت بيگانگان در امور فرهنگى

      7-1-3-9- دخالت بيگانگان در امور مربوط به جانشينى هيأت حاكمه

2-3-9- عدم آزادى عمل هيأت حاكمه در تنظيم روابط خارجى

      1-2-3-9- اجبار به انعقاد قرارداد با كشورهاى بيگانه

      2-2-3-9- اجبار به لغو قرار داد با كشورهاى بيگانه

      3-2-3-9- اجبار به وام گرفتن از برخى كشورها

      4-2-3-9- اجبار به وام نگرفتن از برخى كشورها

      5-2-3-9- اجبار به كمك به برخى كشورها

      6-2-3-9- اجبار به رويارويى با برخى كشورها

      7-2-3-9- اجبار به اعطاى امتياز به برخى اشخاص بيگانه

      8-2-3-9- اجبار به اعطاى امتياز به برخى كشورهاى بيگانه.

4-9- شاخص‏هاى استقلال

از آنجا كه عكس شاخص‏هاى فوق، شاخص‏هاى استقلال‏طلبى است، از تكرار آنهاخوددارى مى‏شود.

5-9- شاخص‏هاى انقلاب

شاخص‏هاى انقلاب به عنوان يك فرايند عبارتند از: تعداد تظاهرات و اعتصابات غيرقانونى و ميزان تشكل افراد در آنها و همچنين ميزان استفاده غير قانونى از وسايل ارتباط جمعى.

در انقلاب مشروطه ايران مى‏توان از شاخص‏هاى زير استفاده كرد:

1-5-9- شعارهاى انقلاب مشروطه

2-5-9- تعداد تظاهرات غير قانونى؛

3-5-9- تعداد و نسبت شركت كنندگان در بست نشينى و تحصن‏ها نسبت به كل جمعيت‏كشور؛

4-5-9- تعداد و نسبت علماى شركت كننده در اعتراضات و بست‏نشينى‏ها نسب به كل‏علماى كشور؛

5-5-9 - ميزان استفاده غير قانونى از وسايل ارتباط جمعى شامل:

1-5-5-9- تعداد نشريات و اعلاميه‏هاى غير قانونى؛

2-5-5-9- تعداد و ميزان خطباى معترض و سخنرانى‏هاى آنان.

6-5-9 - اهداف انقلاب مشروطه

10- پيامدهاى اثبات فرضيه

در صورت اثبات فرضيه اصلى تحقيق در مورد تكوين انقلاب مشروطه ايران، نظريه جان‏فوران در مورد تغيير و تحولات در كشورهاى جهان سوم، يعنى نظريه‏اى كه معتقد است كه براى‏فهم تحولات كشورهاى جهان سوم هم بايد به عواملى از قبيل وجوه توليد، توسعه وابسته، دولت‏سركوبگر و فرهنگهاى سياسى مشروعيت و مقاومت در اين كشورها توجه كرد و هم به الزامات‏نظام بين المللى، به لحاظ تجربى محك خورده و قدرت توضيحى و تبيينى آن  در اين مورد مثبت‏تلقى مى‏شود كه اين امر طبيعتاً؛ به ارزش تجربى اين نظريه مى‏افزايد.(17)

در صورت رد فرضيه اصلى طبيعتاً از دامنه قدرت تبيينى نظريه مزبور و فرضيه‏هاى مبتنى‏بر آن كاسته خواهد شد.

به لحاظ عملى اثبات فرضيه به اين معنا خواهد بود كه لازمه حفظ ثبات سياسى، پرهيز ازاستبداد و خودكامگى، پرهيز از وابستگى، پرهيز از زيرپا گذاشتن حقوق و آزاديهاى شهروندان وحفظ حاكميت و استقلال كشور مى‏باشد. در نتيجه از رويدادهاى انقلاب مشروطه مى‏توان درتلاش‏هاى امروز براى اصلاح كلى جامعه و نظام فرمانروائى استفاده كرد.

 

11- نقطه تمركز

اين پژوهش از نظر موضوعى، تكوين انقلاب مشروطه، از نظر مكانى، جامعه ايران، و ازنظر زمانى سالهاى 1893 -1907م. را شامل مى‏شود.

 

12 - سازماندهى پژوهش

در جهت بررسى علل و عوامل پيدايش انقلاب مشروطه ، نخست بحثى مقدماتى در موردرويدادهايى كه در ايران منجر به انقلاب مشروطه شد صورتخواهد گرفت و سپس در چند گفتار به‏بررسى متغيرهاى دخيل در انقلاب مشروطه پرداخته خواهد شد.

در بخش نخست گفتار اول نگرشى تاريخى به روند رويدادها خواهيم داشت و سپس دربخش دوم به تعداد و ميزان تظاهرات و تحصن‏ها و بست‏نشينى‏هاى غير قانونى خواهيم‏پرداخت. در بخش سوم اين گفتار به بررسى ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعى نظيرسخنرانى‏ها و انتشار نشريات خواهم پرداخت.

در گفتارهاى دوم، سوم و چهارم به ترتيب سه فرضيه رقيب جانشين مورد بحث و بررسى‏قرار خواهد گرفت.

در گفتار پنجم به بررسى شاخص‏هاى استبداد و آزادى و در گفتار ششم به بررسى‏شاخص‏هاى استعمار و وابستگى و استقلال در دوره زمانى و مكانى مورد بحث خواهيم‏پرداخت.

نتيجه‏گيرى پايان بخش مباحث خواهد بود.

فهرست مطالب   ...)(

 

 

گفتار اول: زمينه‏هاى تاريخى و رويدادها

گفتار دوم: انقلاب مشروطه و حركت ضدفئودالى طبقات بورژوا

گفتار سوم: انقلاب مشروطه و تقليد از غرب

گفتار چهارم: انقلاب مشروطه و بيگانگان

گفتار پنجم: استبداد و آزادى در ايران عصر قاجار

1-5. فقدان آزادى‏هاى فردى

      1-1-5. فقدان آزادى بيان

      2-1-5. فقدان آزادى عقيده

      3-1-5. فقدان آزادى مسكن

      4-1-5. فقدان آزادى شغل

      5-1-5. فقدان آزادى مذهب

2-5. فقدان امنيت اقتصادى

      1-2-5. فقدان امنيت مالى

      2-2-5. فقدان امنيت مالكيت

      3-2-5. فقدان امنيت سرمايه‏گذارى

3-5. فقدان قانون

      1-3-5. فقدان قانون در تنظيم روابط داخلى

      2-3-5. فقدان قانون در تنظيم روابط خارجى

      3-3-5. ابهام در حقوق شهروندان

      4-3-5. ابهام در تكاليف دولت

4-5. فقدان مشاركت مردم در امور سياسى

      1-4-5. فقدان مجلس قانونگذارى

      2-4-5. فقدان قانون اساسى

      3-4-5. فقدان نهادهاى مشورتى

5-5. فقدان تفكيك قوا

6-5. تمركز قدرت در يك شخص

 

گفتار ششم: استعمار و تهديد استقلال ايران در عصر قاجار

1-6. عدم آزادى عمل هيأت حاكمه در چارچوب سرحدات كشور

      1-1-6. دخالت كشورهاى خارجى در سياست داخلى ايران

      2-1-6. اعطاى حق قضاوت كنسولى به دول بيگانه

      3-1-6. دخالت بيگانگان در امور اقتصادى ايران

      4-1-6. گرو گرفتن بخش‏هايى از اقتصاد داخلى ايران توسط بيگانگان

      5-1-6. دخالت بيگانگان در امور فرهنگى ايران

2-6. عدم آزادى عمل هيأت حاكمه در تنظيم روابط خارجى

      1-2-6. اجبار به انعقاد قرارداد با برخى كشورها

      2-2-6. اجبار به لغو قرارداد با برخى كشورها

      3-2-6. اجبار به استقراض از برخى كشورها

      4-2-6. اجبار به عدم استقراض از برخى كشورها

      5-2-6. امتيازات اعطا شده به دولت روسيه

      6-2-6. امتيازات اعطا شده به دولت بريتانيا

      7-2-6. امتيازات اعطا شده به ساير دولتها

      8-2-6. امتيازات اعطا شده به اتباع بيگانه

 

گفتار هفتم: انقلاب مشروطه

1-7. شعارهاى انقلابيون در انقلاب مشروطه

      1-1-7. حرّيت )آزادى(

      2-1-7. اخوّت )برادى(

      3-1-7. مساوات )عدالت(

      4-1-7. سلطنت مشروطه

2-7. ابزارهاى انقلابيون در انقلاب مشروطه

      1-2-7. تظاهرات

      2-2-7. بست‏نشينى

      3-2-7. تحصن

      4-2-7. سخنرانى و منبر

      5-2-7. اعلاميه

      6-2-7. مطبوعات

3-7. اهداف انقلابيون در انقلاب مشروطه

      1-3-7. استقرار حكومت قانون

            1-1-3-7. تدوين قانون اساسى

            2-1-3-7. تشكيل پارلمان

      2-3-7. برقرارى عدالت

      3-3-7. برقرارى آزادى

      4-3-7. تأمين استقلال

 

خاتمه: جمعبندى و نتيجه‏گيرى

فهرست منابع و مآخذ

فهرست منابع و مآخذ   ...)(

 

 

 

 

 

   فهرست منابع و مآخذ

. آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطه ايران، )تهران، پيام، 1355).

. آدميت، فريدون، فكر دموكراسى اجتماعى در نهضت مشروطيت ايران، )تهران، پيام،1363).

. آهنجيده، اسفنديار، ايل بختيارى و مشروطيت، )اراك، ذره‏بينى، 1374).

. اتحاديه، منصوره، پيدايش و تحول احزاب سياسى مشروطيت )دوره اول و دوم‏مجلس شوراى ملى(، )تهران، نشر گستره، 1361).

. ارداقى، على‏اكبر، اسرارى از كميته مجازات: )خاطرات على‏اكبر ارداقى(، )تهران، نشرعلم، 1376).

. اسپرينگ، رايس سسيل آرتور، نامه‏هاى خصوصى سرسسيل اسپرينگ رايس وزيرمختار انگليس در دربار ايران در عهد سلطنت مظفرالدين شاه و محمدعلى شاه قاجار، )تهران،اطلاعات، 1375).

. افشار، ايرج، اوراق تازه‏ياب مشروطيت مربوط به سالهاى 1330 - 1325، )تهران،جاويدان، 1359).

. الگار حامد، دين و دولت در ايران: نقش علما در دوره قاجار، ترجمه ابوالقاسم سرى،)تهران، توس، 1369).

. انصارى، مهدى، شيخ فضل الله نورى و مشروطيت )رويارويى دو انديشه(، )تهران،اميركبير، 1369).

. ايوانف، مايكل سرگيويچ، انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه كاظم انصارى، )تهران،اميركبير، 1357).

. پاولويچ، ميخائيل، سه مقاله در باره انقلاب مشروطه ايران، ترجمه محمدباقر هوشيار،)تهران، شركت سهامى كتابهاى جيبى، اميركبير، 1357).

. جعفريان، رسول، بررسى و تحقيق در جنبش مشروطيت ايران: بررسى كامل ابعادتحصن مشروطه‏خواهان در سفارت انگليس، )تهران، توس، 1369).

. جعفريان، رسول، دخالت انگليس در واقعه مشروطه، )قم، ]بى‏نا[، 1365).

. حائرى، عبدالهادى، تشيع و مشروطيت در ايران و نقش ايرانيان مقيم عراق، )تهران،اميركبير، 1367).

. خاتمى، محمد، زمينه‏هاى خيزش مشروطه، )تهران، مؤسسه فرهنگى انتشاراتى پايا،1376).

. داورى، مهدى، عين الدوله و رژيم مشروطه، )تهران، كتابهاى جيبى، 1357).

. دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وزارت امور خارجه، نهضت مشروطه ايران برپايه اسناد وزارت امور خارجه ايران، )تهران، وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، 1370).

. دولت‏آبادى، يحيى، حيات يحيى، )تهران، عطار، 1362).

. ذاكر حسين، عبدالرحيم، مطبوعات سياسى ايران در عصر مشروطيت، )تهران،دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1368).

. رائين، اسماعيل، انجمن‏هاى سرى در انقلاب مشروطيت ايران، )تهران، جاويدان،1355 = 2535).

. رضازاده ملك، رحيم، انقلاب مشروطه ايران: به روايت اسناد وزارت امور خارجه‏انگليس )كتابهاى آبى(، )تهران، مازيار؛ معين، 1377).

. رضوانى، محمداسماعيل، انقلاب، مشروطيت ايران، )تهران، شركت سهامى كتابهاى‏جيبى: فرانكلين، 1356).

. رفيعى، منصوره، انجمن: ارگان انجمن ايالتى آذربايجان، )تهران، نشر تاريخ ايران،1362).

. زرگرى‏نژاد، غلامحسين، رسائل مشروطيت، (18 رساله و لايحه در باره مشروطيت(،)تهران، كوير، 1374).

. زيباكلام، صادق، سنت و مدرنيته: ريشه‏يابى علل ناكامى اصلاحات و نوسازى‏سياسى در ايران عصر قاجار، )تهران، روزنه، 1378).

. زينويف، ايوان آلكسيويچ، انقلاب مشروطيت ايران، نظرات يك ديپلمات روس،حوادث ايران در سالهاى 1911 - 1905، ترجمه ابوالقاسم اعتصامى، )تهران، اقبال، 1362).

. سعيدى سيرجانى، على‏اكبر، )به اهتمام( وقايع اتفاقيه: مجموعه گزارشهاى‏خفيه‏نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا1322 قمرى، )تهران، نوين، 1362).

. سفرى، محمدعلى، مشروطه سازان، )]بى‏جا[، نشر علم، 1370).

. شجيعى، زهرا، نخبگان سياسى ايران از انقلاب مشروطيت تا انقلاب اسلامى: مطالعه‏از نظر جامعه‏شناسى سياسى، )تهران، سخن، 1372).

. صفائى، ابراهيم، اسناد مشروطه، )]بى‏جا[، ]بى‏نا[،]بى‏تا[(.

. صفائى، ابراهيم، رهبران مشروطه، )تهران، شرق، 1346).

. علوى، ابوالحسن، رجال عصر مشروطيت، )تهران، اساطير، 1363).

. كسروى، احمد، تاريخ مشروطه ايران، )تهران، اميركبير، 1359 - 1357).

. گل‏محمدى، احمد و فتاحى‏ولى‏لايى، محمد ابراهيم، ايران بين دو انقلاب: درآمدى برجامعه‏شناسى سياسى ايران معاصر، )تهران، نشر نى، 1377).

. محسنيان راد، مهدى، انقلاب مطبوعات و ارزشها، )تهران، سازمان مدارك فرهنگى‏انقلاب اسلامى، گروه انتشارات، 1375).

. مخبر السلطنه، هدايت، گزارش ايران: قاجاريه مشروطيت، )تهران، نقره، 1363).

. مرسلوند، حسن، حاج‏شيخ هادى نجم‏آبادى و مشروطيت، به مناسبت يكصدمين‏سال رحلت آيت‏الله حاج شيخ هادى نجم‏آبادى )ره(، )تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى،سازمان چاپ و انتشارات، 1378).

. مرسلوند، حسن، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، (1320 - 1299ه ش.(، )تهران،الهام، 1369).

. معاصر، حسن، تاريخ استقرار مشروطيت در ايران؛ مستخرجه از روى اسنادمحرمانه وزارت امور خارجه انگلستان، )تهران، ابن‏سينا، 1353).

. ملك‏زاده، مهدى، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، )تهران، علمى، 1363).

. مؤمنى، محمدباقر، ايران در آستانه انقلاب مشروطيت و ادبيات مشروطه، )تهران،سپيده، شباهنگ، 1357).

. نامور، رحيم، برخى ملاحظات پيرامون تاريخ انقلاب مشروطيت، )تهران، چاپار،1352).

. نجفى، موسى، انديشه سياسى و تاريخ نهضت بيدارگرانه حاج آقا نور الله اصفهانى:اسناد و مدارك تاريخى تحريم اقتصادى بيگانه و... ]بى‏جا، بى‏نا[، 1369 )]بى‏جا[: كلينى(.

. نجفى، موسى، بنياد فلسفه سياسى در ايران )عصر مشروطيت( تلاقى انديشه‏سياسى اسلام و ايران با غرب ، به انضمام دوازده رساله مهم سياسى، )تهران، مركز نشردانشگاهى، 1376).

. نجم‏آبادى، افسانه، حكايت دختران قوچان: از يادرفته‏هاى انقلاب مشروطه، )تهران،روشنگران، 1374).

. وزارت امور خارجه انگلستان، كتاب آبى: گزارشهاى محرمانه وزارت امور خارجه‏انگليس در باره انقلاب مشروطه ايران، )تهران، نشر نو، 1363).

. وزارت امور خارجه روسيه، كتاب نارنجى: گزارشهاى سياسى وزارت خارجه روسيه‏تزارى در باره انقلاب مشروطه ايران، ترجمه فتح‏الله ديده‏بان، )تهران، نشر نور، 1367)

. ولايتى، على‏اكبر، تاريخ روابط خارجى ايران در دوره اول مشروطه، )تهران، وزارت‏امور خارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1370).

. ويجريه، محمدباقر، تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواى تبريز، )تبريز، كتابهاى سيمرغ،1355).

. هدايت، مخبرالسلطنه، طلوع مشروطيت، )تهران، جام، 1363).

 

...................( Anotates ).................

1) يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامى، ترجمه كاظم فيروزمند، حسن شمس آورى و محسن‏مديرشانه‏چى، )تهران، نشر مركز، 1378) ص 47.

2) همان، ص 47.

3) مريم مير احمدى، پژوهشى در تاريخ معاصر ايران )برخورد شرق و غرب در ايران(، )مشهد، آستان قدس رضوى، 1368)صص 32 -33 و 47-48.

4) جان فوران، مقاومت شكننده )تاريخ تحولات اجتماعى ايران از صفويه تا سالهاى پس از انقلاب اسلامى(، ترجمه احمد تدين)تهران، موسسه خدمات فرهنگى رسا، 1378) ص 247.

5) ناظم الاسلام كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان، به اهتمام على اكبر سعيدى سيرجانى، )تهران، 1346). مهدى ملك زاده،تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، )تهران، 1328). يحيى دولت آبادى، حيات يحيى، )تهران، 1336). احمدكسروى،تاريخ‏مشروطه‏ايران )تهران، 1340). فريدون آدميت، فكر آزادى و مقدمات نهضت مشروطيت ايران، )تهران، 1340 )نيز:فكر دموكراسى اجتماعى و نهضت مشروطيت ايران، )تهران، 1354).

6) باقر مؤمنى، ايران در آستانه انقلاب مشروطيت، )تهران، 1345، ص 10). همين ديدگاه در آثار زير نيز قابل پى‏گيرى است: م.پاولويچ و ج. ايرانسكى، انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه م. هوشيار )تهران، 1340). ايوانف. انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه آذرتبريزى، )تهران، 1357).

7) محمود محمود، تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادى، 8 جلد، )تهران، 1233، ص  2141). نيز ابراهيم‏صفايى، رهبران مشروطه، 2 جلد )تهران، 1342).

8) محمود محمود، همان، ص 2140 -2143.

9) همان، ص 2250.

 

10) عماد العلماء خلخالى، رساله مشروطه، منتشر شده در كتاب: رسائل مشروطيت (18 رساله ولايحه در باره مشروطيت(، به‏كوشش غلامحسين زرگرى نژاد، )تهران، كوير، 1374). شيخ محمد حسين نائينى، تنبيه الامه و تنزيه المله، با توضيحات‏سيدمحمود طالقانى )تهران، شركت سهامى انتشار، 1378.)

11) محمد تركمان، رسائل، اعلاميه‏ها، مكتوبات...و روزنامه شيخ شهيد فضل الله نورى، 2 جلد، )تهران، 1362).

12) مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، فرهنگ علوم سياسى، )تهران، 1376) ص 2.

13) همان، ص 70.

14) همان، ص 164.

15) -

16) همان، ص 194.

17) جان فوران، پيشين، ص 28.


چاپ | ارسال

نظرات
نظرات RSS

نظرات
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
آدرس سایت یا بلاگ :
موضوع :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

 
< بعد
 
لینک Rss مطالب